باد هم مي تواند رفيق تو باشد
باد هم مي تواند رفيق تو باشد
او برايت لالايي مي خواند يا صدايت مي زند
كه بروي بازي كني
گاهي اوقات دستهايش را روي شانه هاي تو مي گذارد
و مهربان تكانت مي دهد
.....
وقتي كه باد مي وزد هميشه اين حس با من هست
وزش نسيم، هميشه مرا به روزهاي شاد كودكي مي برد، و حس بي وزني و سبك باري كودكي را با همه ي وجودم، دوباره احساس مي كنم
باد هنوز هم دلنشين ترين رفيق من است
و اين حس هميشه مرا سرشار مي كند
حتي در اين روزهاي سخت دلتنگي
نوشته شده توسط پگاه در ساعت 11:29 |
لینک ثابت |
باور نمي كنم
باور نمي كنم كه سكوتت نديدنست ، بيهوده است رفتن من نارسيدنست
باور نمي كنم كه هجوم سكوت تو ، تاريكي نگاه مرا ساده ديدنست
"باور نمي كنم كه مرا طرد كرده اي"، شايد نشاط زندگي تلخ چشيدنست
باور نمي كنم كه تلاش مدام من ، در جاده هاي اندوه و حسرت دويدنست
باور نمي كنم كه تو گويي كه زندگي ، بيهوده غصه خوردن و سختي كشيدنست
اين حرف اولست و كلام پسين كه من، باور نمي كنم كه سكوتت نديدنست
نوشته شده توسط پگاه در ساعت 21:56 |
لینک ثابت |
دروغ ميگفت
دروغ ميگفت .ديگری را دوست داشت
بارها گفتم: دوستم داری ؟؟ گفت: آری
تا روزها خاموش بودم ولی آخر از پای شکيب افتادم و گفتم
راست بگو ترا خواهم بخشيد آيا دل به ديگری بسته ای ؟؟ گفت نه
فرياد زدم بگو راستش را بگو هر چه هست بگو ترا خواهم بخشيد و از گناهت هر چه هست خواهم گذشت
عاقبت با آروزی فراوانی پيش آمد و گفت :
مرا ببخش ... ديگری را دوست دارم
گفتم اينک که تو اين همه مدت به من دروغ گفتی اين بار من هم به تو دروغ گفتم ... تورا هرگز نخواهم بخشيد .
ديگر اگر گريان شوی
چون شاخه ای لرزان شوی
در اشکها غلطان شوی
ديگر نمی خواهم ترا
گر باز گردی از سفر
آواره گردی هر گذر
شب را نخوابی تا سحر
ديگر نمی خواهم ترا
نوشته شده توسط پگاه در ساعت 10:35 |
لینک ثابت |
معنی کن
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه می سوزه...
يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه می شکنه...
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه...
يه قناری بايد به خوش اوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت
ميشه....
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه...
يه دفتر نفاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی
نداره...
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سر درگمه..
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد
می شه....
يه چشم اشک الود..يه دل غم الود..يه کبوتر عاشق..
يه قناری خوش اواز ..يه لب خندون..يه جاده با انتها..
يه دفتر نقاشی..يه ديوار استوار..يه قلب پاک و..........
اينا همه يه جايی معنی داری جاييکه:
چشمای اشک الودت رو من پاک کنم..دل غم الودت رو من شاد کنم
شنونده اواز قشنگت من باشم..لبای کوچيکت رو من خندون کنم
نقاش دفتر خاطراتت من باشم..پاکی قلبت رو با سلامت عشقم
معنی کنی
نوشته شده توسط پگاه در ساعت 13:49 |
لینک ثابت |
شب بخير 
شب بخير ای آخرين اميد من ، نذار تاريکی توو قلبت بنشينه
چشاتو به روی شهر شب ببند ، تا چشای کوچيکت خواب ببينه
می دونم خواب ستاره می بينی ، خنده هات برای من غريبه نيست
با مداد نقره ای رو تن ماه ، همه ی آرزوهاتو بنويس
غروب ها تو سرزمين خواب تو ، بوی تنهايی و غربت نمياد
توی کوچه های سبز اون به جز، صدای پای محبت نمياد
فرصت موندن تو شهر خواب کمه ، دلتو به آسمون گره بزن
پا بذار تو جاده های کهکشون ، شب بخير ای آخرين اميد من
نوشته شده توسط پگاه در ساعت 19:45 |
لینک ثابت |